می بینمت
کفش هایت را
واکس زده
وبرق انداخته ای!
حالا که
جفت می شوند
دلم شور می زند
(۲)چشمهای تو
نوشتم گوشه ی دفتربرای چشمهای تو
به دنيایی نمی بخشم صفای چشمهای تو
لبانت بوی مريم هاوعطرپونه هادارد
تنفس ميکنم هرشب هوای چشمهای تو
تمام بیتهایم را کنارهم نوشتم تا
نمای اين غزل سازم هجای چشمهای تو
غزلهايی که من گفتم اسيرموج درياشد
غزلهايی پراز دريافدای چشمهای تو
ببین بوی تورا داردقنوت سبزدستانم
اجابت می شودروزی دعای چشمهای تو
کنارساحل عمرم هنوز اواز توجاريست
به گوشم می رسدليلاصدای چشمهای تو
+ نوشته شده توسط دانیال رحمانیان جهرم در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت
16:16 |